|
لحظه اي كه خسته ام لحظه اي كه روي دسته هاي نرم صندلي يا به پايه هاي سخت ميز تكيه مي دهم مثل ميهمان سرزده پابه راه وبي قرار رفتنم فكرمي كنم ميزبان من اجتماع كور موريانه هاست موريانه هاي ريز موريانه هاي بي تميز ميزهاي كوچك وبزرگ را چشم بسته انتخاب مي كنند آه! موريانه هاي ميزبان! ذهن ميزهاي ما جاي تخم ريزي شماست! * ق.امين پور*
خوارها خوار نيستند شاخه هاي خشك چوبه هاي دار نيستند ميوه هاي كال كرم خورده نيز روي دوش شاخه بارنيستند پيش ازآنكه برگهاي زردرا زيرپاي خويش سرزنش كني خش خشي به گوش مي رسد: برگهاي بي گناه بازبان ساده اعتراف مي كنند خشكي درخت ازكدام ريشه آب مي خورد! * ق.امين پور* |
About![]()
این منم خسته دراین کلبه تنگ
Home
|