تبليغاتX
## سکوتی بلند تر از فر یاد ##

## سکوتی بلند تر از فر یاد ##

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت9:48توسط غریبه | |

من چهره ای دیده ام که هزار روداشت،وچهره ای

که یک رو بیشتر نداشت،گویی درقالبی ریخته باشند.

 

من چهره ای دیده ام که از ورای تابش رویَش؛زشتی

زیرش راشناختم.وچهره ای که باید تابش رویَش را

برمی داشتم تا زیبایی زیرش رادریابم.

 

من چهره پیری دیده ام پوشیده از خط هیچ،وچهره

صافی که همه چیز برآن حک شده بود.

 

من چهره رامی شناسم،زیراکه از ورای پارچه ای

که چشمان خودم می بافد می بینم وبه حقیقتِ زیرش

می رسم.

 

 

*جبران خلیل جبران*

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت10:25توسط غریبه | |